بر و بچز دبیرستان روشنگر
نفر دهم : چشمی در حال مطالعه یک اکوسیستم خودکفا که در آن هر موجود از موجود دیگر یا فضولات آن تغذیه می کند. تنها چیزی که این محفظه کروی کاملا بسته به آن نیاز دارد خورشیده است تا گیاه به تولید اکسیژن بپردازد. این کره مثل یک زمین کوچک است- عکس از ماکسیمیلیان اشنایدر نفر نهم : ساختمال سلولی ظریف ساقه گل آفتابگردان. بخش های آوندی قرمز و بافت های محافظ آبی هستند. طرح پروانه در کنار عکس دیده می شود - عکس اثر ریچال شیلکاک نفر هشتم : حملات میگرنی می تواند باعث بروز عارضه های مختلف بصری شود. این نقاشی بازنمایی یک انبار علوفه هنگام بروز این عارضه در یک هنرمند مبتلا به میگرن است- عکس از دبی آیلز نفر هفتم : یک سلول سرطانی درحال خزیدن به منفذی روی یک فیلتر کاغذی- عکس از ان وستون نفر ششم : خاصیت چسبندگی ملکول های آب وزن گیره کاغذ را تحمل می کنند - عکس از رابرت اندرسون نفر پنجم : ورقه های نازک حلال های بی نهایت اشباع شده با کوچکترین تلاطمی به بلور بدل می شوند - عکس از اسپایک واکر نفر چهارم : نمودی از نظریه بذر کیهانی: این نظریه می گوید که تخم حیات در سراسر جهان پراکنده است و پیدایش حیات در کره خاکی نیز ناشی از فرود همین بذرها بر زمین بوده است. عکس تخم مرغ هایی را که به داخل آب می افتند و در هم می شکنند و تخم های کوچکتر از آنها بیرون می آید نشان می دهد- عکس از جان برکنبری معلّم یک کودکستان به بچههاى کلاس گفت که میخواهد با آنها بازى کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدمهایى که از آنها بدشان میآید، سیبزمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. فردا بچهها با کیسههاى پلاستیکى به کودکستان آمدند. در کیسه بعضیها ٢، بعضیها ٣، بعضیها تا ٥ سیبزمینى بود. معلّم به بچهها گفت تا یک هفته هر کجا که میروند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند. روزها به همین ترتیب گذشت و کمکم بچهها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیبزمینیهاى گندیده. به علاوه، آنهایى که سیبزمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچهها راحت شدند. معلّم از بچهها پرسید: «از این که سیبزمینیها را با خود یک هفته حمل میکردید چه احساسى داشتید؟» بچهها از این که مجبور بودند سیبزمینیهاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند. آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: «این درست شبیه وضعیتى است که شما کینه آدمهایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه میدارید و همه جا با خود میبرید. بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد میکند و شما آن را همه جا همراه خود حمل میکنید. حالا که شما بوى بد سیبزمینیها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور میخواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟» 2. می شوند. 4. 5. 6. 7. 8. ممنوع است. 9. 10. شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند. 11. دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد. 12. بود. 13. ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند. 14. زندان محکوم می شود. 15. 16. 18. بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده نشوند. 20. نشانی ممنوع است. یک سایت جدید پیشنهاد می کنم یه سری بزنید در این سایت می توانید پیامک بفرستید برای دوستانتان البته از نوع اینترنتیش پدر روزنامه می خواند اما پسر کوچکش مدام مزاحم می شد.حوصله پدر سر رفت و صفحه ای از روزنامه را-کهنقشه جهان را نمایش می داد-جدا و قطعه قطعه کرد وبه پسرش داد. -بیا کاری برایت دارم.یک نقشه دنیا به تو می دهم ببینم می توانی آن را دقیقا همان طور که هست بچینی؟ ودوباره به سراغ روزنامه اش رفت.میدانست پسرش تمام روز گرفتار آن است. اما یک ربع ساعت بعد پسر با نقشه کامل برگشت پدر با تعجب پرسید:پسرم مادرت به تو جغرافی یاد داده؟ پسر جواب داد:جغرافی دیگر چیست؟اتفاقا پشت همین صفحه تصویری از یک آدم بود وقتی توانستم آن آدم را دوباره بسازم دنیا را هم ساختم.
چطور میخواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟
http://twitter.com/login
از کتاب:پدران.فرزندان.نوه ها(پائولو کوئیلو)